العلامة المجلسي
210
حياة القلوب ( فارسي )
پرسيد كه : آيا از قريش ديگرى همراه شما هست ؟ گفتند : بلى ، جوانى از فرزندان هاشم هست كه نام أو محمد است . أبو المويهب گفت : من أو را مىخواهم . گفتند : در ميان قريش از أو گمنامترى نيست وأو را يتيم قريش مىنامند وأجير شده است نزد زنى از ما كه أو را خديجة مىگويند وبراي أو به تجارت آمده است ، تو با أو چه كار دارى ؟ أبو المويهب سر خود را حركت مىداد ومىگفت : اوست اوست ، مرا بسوى أو دلالت نمائيد . گفتند : أو را در بازار بصرى گذاشتيم . در اين سخن بودند ناگاه آن حضرت پيدا شد ، چون نظرش بر آن حضرت افتاد پيش از آنكه ايشان نشان دهند گفت : اين است ، وبا آن حضرت خلوت كرد وساعت طويلى با آن حضرت راز گفت ، پس ميان ديدههاى أو را بوسيد وچيزى از آستين خود بيرون آورد وخواست كه به آن حضرت بدهد قبول نفرمود ، وچون جدا شد به نزد ايشان آمد وگفت : از من بشنويد اين وصيت را وچنگ زنيد در دامان أو وأطاعت نمائيد سخن أو را كه اين جوان واللّه پيغمبر آخر الزمان است وبه اين زودى بيرون خواهد آمد ومردم را بسوى شهادت لا اله الا اللّه خواهد خواند ، وچون بيرون آيد البتة متابعت أو بكنيد . پس از ايشان پرسيد كه : آيا از عمّ أو أبو طالب فرزندى بهم رسيده است كه على نام داشته باشد ؟ گفتند : نه . گفت : يا متولد شده است يا در اين زودى متولد خواهد شد ، وأول كسى كه به اين پيغمبر ايمان آورد أو خواهد بود ، ووصف أو را به وصى بودن در كتابها خواندهايم چنانكه وصف محمد را به پيغمبرى خواندهايم وأو سيد عرب وعالم رباني اين امّت خواهد بود وذو القرنين آخر الزمان است وحقّ شمشير را در جهاد خواهد داد ونام أو در ملأ اعلا على است وبعد از پيغمبر آخر الزمان در قيامت رتبهء أو از همهء خلق بلندتر خواهد بود وملائكة